الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
398
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
هما صِرْعَانِ : مثل قرنان ، آنها در دو حالتند يكى مىآيد ، يكى مىرود . مِصْرَاعَانِ : دو لنگه در خانه كه در مِصْرَاع است و در شعر هم ( يك بيت ) تشبيهى از همين واژه است « 1 » . صعد : الصُّعُودُ : به جاى بلند رفتن . صَعُود و حَدُور : جاى فراز و جاى فرود ، كه در واقع يكى هستند ، اختلافشان به اعتبار كسى است كه بر آنها مىگذرد هر گاه گذرندهاى رو به فراز و بالا رفت ، جاى آن را - صَعُود - گويند و اگر به پائين و نشيب گذر كرد جاى رفتن آن را - حَدُور - نامند ( مكانها هم نسبى هستند ) . الصَّعَد و الصَّعِيد و الصَّعُود : در اصل به يك معنى هستند ولى واژههاى - صَعُود و صَعَد - به فرجام و عاقبت دشوار و سخت گفته شده و به طور استعاره براى هر سختى به كار مىرود . آيه : ( وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً - 17 / جنّ ) يعنى عذابى دردناك و سخت . و آيه : ( سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً - 17 / مدثّر ) يعنى عاقبتى دشوار و دردناك . الصَّعِيد : سطح و رويهء زمين . آيه : ( فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً - 43 / نساء ) ( بر خاك زمين پاك تيمّم كنيد ) بعضى گفتهاند - الصَّعِيد - گرد و غبارى است كه از زمين برخيزد و لذا تيمّم كننده ناچار است آن را مسح كند .
--> خودشان و بناهاى استوارشان واژگونه و نگونسار بود . ( 1 ) مصراع مفرد است ، يعنى نيمه يك بيت شعر كه دو مصراعش يك بيت شعر است و به تصوّر اينكه مصراع جمع است نبايستى مصرع گفته شود چون واژه مصراع مفرد است .